أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
47
قانون ( فارسى )
گفتار دوم انواع سردردها - كه شامل 29 فصل است فصل اول گفتار كلّى دربارهء سردرد سرى كه درد مىكند ، انگيزهء دردش يا يكباره تغيير يافتن مزاج ، يا جدايى افتادن در پيوستهها ( تفرق الاتصال ) است يا هر دو انگيزه باهم گرد آمدهاند و سبب درد سر شدهاند . اگر سبب تغيير مزاج است يكى از انواع شانزدهگانهء تغيير مزاج را بايد سبب دانست كه همهء آنها را مىشناسى . ليكن اگر سوء مزاج از ترى باشد و مادهاى همراه نداشته باشد سردردى به دنبال ندارد . امّا اگر همراه ماده باشد و ماده بجنبد تفرّق الاتّصال روى مىدهد كه هم تفرّق الاتّصال را مىشناسى و هم هريك از انواع آن را برحسب انگيزه تشخيص مىدهى . گرد آمدن هر دو سبب باهم در حالتى است كه ورمى باشد و چنانكه قبلا دانستهاى ورمها چهار نوعند . همهء اين مايهء دردسرها ، يا در گوهر خود مغز ، يا در پردهء دربرگيرندهء مغز ، يا در هر دو طرف دور مغز ، يا در رگها ، يا در آبشامههاى خارج شده از كاسهء سر - زيرا چنانكه شرح داده شد اين آبشامهها با مغز ارتباط دارند - مىباشد . و شايد سببى كه هريك از اندامان نامبرده را به درد آورده ، در خود همان اندام جايگير باشد ؛ يا اينكه در آسيب ديدن با اندامى ديگر مشترك باشد و آن اندام مشترك از آنها باشد كه به وسيلهء پيها با اندامان سر همبستگى داشته باشد . مانند معده و زهدان و حجاب حاجز و غيره . يا اندامانى باشند كه به وسيلهء رگهاى چون وريد و شريان با مغز همبستگى دارند مانند قلب و كبد و طحال . يا خود نوعى همسايگى ويژه با سر داشته باشد مانند شش كه درست زير سر قرار گرفته و زيانى كه اين بيند بر آن نشيند . يا اندامى است كه از سويى با اندامى و از سويى ديگر با مغز مشترك است ، مانند شركت كردن سر در آزارى كه به كليه مىرسد . يا سردرد از مشاركت درد همهء تن است چنانكه در حالت تب رخ دهد . سردردى كه از شراكت با عضوى ديگر به وجود آيد ، برحسب نوبت و دور معيّن به درد آمدن آن اندام به درد مىآيد و هميشگى نيست . مانند درد معده كه نوبتى است و هنگامى به درد مىآيد كه مواد